X
تبلیغات
دوبله هنر هشتم است - يك خانواده دوبلور : حسين عرفاني ، شهلا ناظريان ، مهسا عرفاني

دوبله هنر هشتم است

انتشار مصاحبه ها در این وبلاگ به هیچ وجه نشان تایید حرفها نمی باشد

يك خانواده دوبلور : حسين عرفاني ، شهلا ناظريان ، مهسا عرفاني

 

فكر نمي كنم نيازي به معرفي اين عزيزان باشد . در برنامه هاي طنزي مثل تهران ساعت 20 كه حدود 6 سال پيش پخش مي شدو برنامه هاي نظير اون اكثرا با صدا و چهره اين دوبلورهاي تواناي ايرا ن آشنا هستند .

حسين عرفاني كه اونقدر جاي كاراكترهاي متفاوت صحبت كرده ، كه ادم نمي دونه كدوم رو بگه ، او هم يكي از دوبلورهايي است كه تن صدايش را براحتي عوض مي كند و به جاي كاراكترهاي مختلف صحبت مي كند . فكر كنم بهتر كارهاي اون رو به بخش هاي مختلفي تقسيم كنيم :

چهره هاي شاخص و مطرح سينماي جهان : همفري بوگارت ، اينقدر قوي و توانا به جاي اين هنر پيشه بزرگ تاريخ سينما حرف زده است ، كه صدايي غير از صداي او نمي توان براي بوگارت تصور كرد . كلارك گيبل در بردبادرفته ( رد باتلر ) : بنظر من كه گويش و تن صداي عرفاني واقعا فراتر از لحن و صداي خود گيبل مي باشد . صداي آرنولد و.....

چهره هاي كميك و طنز : ديدي ،‌ در فيلم ديدي و ارثيه فاميلي (بيش از صد بار از تلويزيون پخش شده است ) بجاي هفت كاراكتر فيلم ايفاي نقش كرده و هر هفت كاراكتر رو عرفاني با صداي خودش صحبت كرده و البته در بقيه فيلم هاي ديدي نيز با همين دوبلور توانا بجاي وي سخن گفته . و باز هم گويش قوي و طنز گونه عرفاني رو بجاي كاراكتر ارنست در سالهاي اخير ديده ايم ، كه همين امر باعث جذابيت فيلمهاي ارنست در ايران گرديده است .

آنونس و تبليغات : صداي عرفاني روي تبليغ پنير كالبر هر روز شنيده مي شود و....

صداي اين زوج هنرمند در يكي از شاهكارهاي تاريخ سينما براي هميشه ثبت شده و براي همه سينما دوستان شناخته شده است ؛‌كازابلانكا ،‌ ناظريان به زيبايي هر چه تمام تر به جاي اينگريد برگمن و عرفاني هم با صلابت فوق العاده صدايش به جاي بوگارت سخن گفته است .

چند ديالوگ با حسين عرفاني

صداي همفري بوگارت



اگر همفري بوگارت را بشناسيد و فيلم هاي معروف او مثل كازابلانكا را ديده باشيد، با صداي او آشنا هستيد. البته صداي خودش كه نه. صداي دوبلوري كه چنان باقيافه و نوع حرف زدن بوگارت جور است كه تصور بوگارت بدون اين صداي هميشگي ممكن نيست. دوبلور همفري بوگارت را مي شناسيد و چهره او را در برنامه هاي زيادي ديده ايد. همسرش هم در كار دوبله است و يك راهنمايي ديگر: نام همسر او شهلا ناظريان است. درست حدس زديد، حسين عرفاني.

حسين عرفاني در سال ۱۳۲۱ در محله سلسبيل تهران به دنيا آمده و در دوران دبيرستان هم كار تئاتر مي كرده. كار دوبله را هم از سال ۱۳۴۰ شروع كرده يعني در سن ۱۹ سالگي و در استوديو دماوند. دوراني كه به قول عرفاني هر كسي وارد كار هنر شد ماندگار شد: «در دهه چهل و پنجاه در تمام زمينه هاي هنري چه موسيقي چه نقاشي و چه دوبله هر كسي وارد شد ماندگار شد.»

اولين نقش ها را هم در «شبي در رم» و «پرفسور كم حافظه» گفته و البته نقش هاي كوچكي بودند تا اين كه كم كم عرفاني جاي خود را به عنوان يك گوينده حرفه اي باز كرد و با دوبله در فيلم هايي مثل «ويلون زن روي بام»، نقش هاي جدي تري را نصيب خود كرد. از كلارك گيبل در برباد رفته بگيريد تا همه فيلم هاي همفري بوگارت. البته او تنها در كار دوبله نماند و ديگر عرصه هاي هنري را هم تجربه كرد: «پرويزكاردان در استوديوي دوبله من را ديد و دعوت به بازيگري كرد و بعد در سريال تلخ و شيرين نقشي را به عهده گرفتم.» نقشي كه باعث شد او بازيگري را هم در كنار كار دوبله ادامه دهد و در سريال هايي مثل زيرگذر عمر و اين خانه دور است بازي كند. فعاليت او در دوبله ادامه يافت تا زمان انقلاب كه دوبله و سينما تقريبا به حالت تعطيل درآمد: «ما دوباره سراغ تئاتر رفتيم و دو سه سال كار تئاتر كرديم تا يواش يواش فيلم ساختن شروع شد و كار دوبله هم همينطور.»
عرفاني درباره فضاي آن دوران مي گويد: «بعد از انقلاب فضا تغييري نكرده بود. تلويزيون فعال شده بود و بيشتر كارها در تلويزيون انجام مي شدو منحصر به تلويزيون بوديم. البته الان وضعيت فرق كرده و با رونق فيلم هاي ويديويي فيلم هاي خوبي در حال دوبله است و دوبله دارد به جايگاه اصلي خود بر مي گردد.»
عرفاني جز دوبله و بازيگري، مجري گري را هم تجربه كرده اجراي او و شهلا ناظريان را در مسابقه تلاش يادتان هست؟ «تهيه كننده مسابقه تلاش، موسسه كلك خيال بود. آنها از من و خانم ناظريان دعوت كردند تا اجراي آن را به عهده بگيريم. البته اين مسابقه مجري هاي ديگري هم داشت (آقاي محب اهري و خانم منافي ظاهر، آقاي قصاب و خانم پوريامين) ولي مجري گري قسمت هاي آخر بر عهده ما بود.»

عرفاني درباره وضعيت دوبله در اين روزها مي گويد: «آن وقت ها آپارات ۳۵ بود و با انگشت مجبور بوديم سه دقيقه فيلم را عقب ببريم و خيلي زحمت داشت. ولي حالا كامپيوتري و ديجيتال شدن، كارها را راحت كرده و عمل سينك كردن لب ها به راحتي انجام مي شود.»

براي علاقه مندان كار دوبله هم هميشه درها باز است البته بايد: «استعداد و صداي خوبي داشته باشي تا بتواني از نردبان ترقي بالا بروي.»
به جز دوبله و بازيگري ومجري گري، عرفاني در كارهاي تبليغاتي هم گويندگي مي كند: «از اول انقلاب تك و توك كارهاي تبليغاتي را گويندگي مي كردم و الان هم به صورت حرفه اي آن را دنبال مي كنم.»

اين روزها دوبلورهايي مثل عرفاني هم سرشان خيلي شلوغ است چون هم موسسه هاي خصوصي و هم دولتي فيلم هاي خارجي زيادي را خريده اند كه بايد دوبله شود: «فيلم هايي مثل مردان سياهپوش ۲ و داستان هاي عامه پسند را در استوديوي دوبله تصوير دنياي هنر دوبله كرده ايم. بنياد فارابي هم حركت خوبي كرده و حدود ۳۰ الي ۳۵ فيلم خيلي خوب را خريده تا در سينماها پخش كند.»

حسين عرفاني كه به جاي توشيرو ميفونه در ريش قرمز، به جاي اورسن ولز در اتتلو، به جاي دي دي در سري فيلم هاي كمدي دي دي، در سريال هاي مدير كل و آقاي دغل و كلي فيلم ديگر حرف زده و از آقاي علي كسمايي و احمد رسول زاده به عنوان استادان خود يادمي كند،ازآن شخصيت هايي است كه صدايش حتما جزو صداهاي ماندگار ايران باقي خواهدماند.

وقتي‌ صدايش‌ را تلفني‌ مي‌شنوم‌، ناگهان‌ به‌سال‌هاي‌ دوري‌ پرتاب‌ مي‌شوم‌ كه‌ اين‌ صدا درچهره‌هاي‌ مختلف‌ برايم‌ حرف‌ زده‌ و بي‌اختياريك‌ شادي‌ ناگفتني‌ در دلم‌ شروع‌ به‌ موج‌ زدن‌مي‌كند. شهلا ناظريان‌ زن‌ فعال‌ و پرتلاش‌ بخش‌دوبله‌ ايران‌ قرار مصاحبه‌ خانوادگي‌اش‌ را درشبكه‌ دو با ما مي‌گذارد.

بايد اعتراف‌ كنم‌ هنگامي‌ كه‌ وارد بخش‌ دوبله‌شبكه‌ دوم‌ مي‌شوم‌، از ديدن‌ اين‌ همه‌ چهره‌ آشناو ناآشنا در عين‌ حال‌ با صداهايي‌ خاطره‌انگيز و به‌يادماندني‌ به‌ راستي‌ گيج‌ مي‌شوم‌ وقتي‌ با يكديگرحرف‌ مي‌زنند، ناخودآگاه‌ احساس‌ مي‌كنم‌آدم‌هاي‌ فيلم‌هاي‌ خارجي‌ از درون‌ فيلم‌هايشان‌بيرون‌ آمده‌اند و همين‌ جا كنار من‌ در ايران‌ ماننداعضاي‌ يك‌ خانواه‌ مشغول‌ گپ‌ زدن‌ با يكديگرشده‌اند.

عرفاني‌، مقامي‌، خسروشاهي‌، قنبري‌، شايگان‌،والي‌ زاده‌، ناظريان‌، مناني‌، گرايي‌، قطايي‌ و... بانگاه‌ كردن‌ به‌ اين‌ پيشكسوتان‌ و بزرگ‌ مردان‌ وزنان‌ دوبله‌ ايران‌ با ظاهري‌ متين‌، وزين‌، صميمي‌ وتواضعي‌ ناگفتني‌ كه‌ همگي‌ در يك‌ جا جمع‌شده‌اند، حسي‌ از غرور در زير پوستم‌ مي‌دود. دركمال‌ خوشرويي‌ و صميميتي‌ دور از انتظار ما را درجمعشان‌ مي‌پذيرند.

شهلا ناظريان‌ در سمت‌ مدير دوبلاژ مشغول‌دوبله‌ فيلمي‌ است‌. هنگام‌ ناهار و استراحت‌ است‌اما او با آنكه‌ مشغله‌ فراواني‌ دارد، همراه‌ يك‌ دنياخنده‌ و مهرباني‌ و لطف‌ در اتاق‌ دوبلاژ، پذيراي‌ مامي‌شود. بانويي‌ كه‌ با مديريت‌ و جديتي‌ ستودني‌از پس‌ وظايف‌ خطير دوبله‌، همسري‌ و مادري‌ به‌خوبي‌ برآمده‌ است‌.

عرفاني‌ همسر او با خوشرويي‌ و تواضع‌ دستي‌برايمان‌ بالا مي‌برد كه‌ يعني‌ بعدا براي‌ مصاحبه‌مي‌آيم‌ و ما را با خانم‌ ناظريان‌ تنها مي‌گذارد.خانواده‌اي‌ كه‌ آوازه‌ سبز محفلشان‌، ما را براي‌ آن‌داشت‌ تا با آنها مصاحبه‌اي‌ داشته‌ باشيم‌.

شهلا ناظريان‌


_ از چه‌ سالي‌ وارد كار گويندگي‌ فيلم‌ شديد؟

ناظريان‌: از دي‌ ماه‌ سال‌ 1341.

_ چه‌ سالي‌ ازدواج‌ كرديد و چگونه‌ با هم‌ آشناشديد؟

ناظريان‌: در سال‌ 63 ازدواج‌ كرديم‌ و چون‌ باهم‌ همكار بوديم‌، به‌ طبع‌ در محيط دوبله‌ با هم‌آشنا شديم‌.

_ حدودا چند فيلم‌ را گويندگي‌ كرده‌ايد و درچند فيلم‌ مدير دوبلاژ بوده‌ايد؟

ناظريان‌: نمي‌دانم‌، شايد واقعا قابل‌ شمارش‌نباشد; خيلي‌ زياد. اما در مورد مدير دوبلاژي‌،حدود 10 يا 15 سال‌ است‌ كه‌ در كنار گويندگي‌فيلم‌، مدير دوبلاژي‌ هم‌ مي‌كنم‌ اما دوسالي‌ هست‌كه‌ به‌ طور مداوم‌ مدير دوبلاژ هستم‌. شايد 60 يا70 فيلم‌ را مدير دوبلاژي‌ كرده‌ام‌; چه‌ براي‌سازمان‌، چه‌ براي‌ رسانه‌هاي‌ تصويري‌ و چه‌ براي‌موسسات‌ خصوصي‌.

_ در چه‌ فيلم‌هايي‌ به‌ جاي‌ شخصيت‌هايي‌صحبت‌ كرده‌ايد؟ (مكثي‌ طولاني‌ مي‌كند.چشمانش‌ را مي‌بندد و با همان‌ متانت‌ و وقار فكرمي‌كند و مي‌گويد


ناظريان‌: وا... از گذشته‌ها... به‌ جاي‌ خيلي‌ ازشخصيت‌هاي‌ بزرگ‌ دنيا حرف‌ زده‌ام‌; مثل‌:سوفيالورن‌، راكوئل‌ ولش‌، في‌ داناوي‌، كاترين‌اسپاك‌، كاترين‌ راس‌، اليزابت‌ تيلور و از كارهاي‌جديد كه‌ هم‌ مدير دوبلاژ بوده‌ام‌ و هم‌ گويندگي‌فيلم‌ را برعهده‌ داشته‌ام‌، «به‌ خاطر عشق‌ به‌ آرون‌»و فيلم‌ «بازگشت‌ جوزي‌» و «دسته‌ زنبورها» كه‌ شماالان‌ شاهد دوبله‌ آن‌ هستيد.

_ راست‌ مي‌گويد; ما صحنه‌هايي‌ از فيلم‌ راديديم‌ و مي‌ديدم‌ كه‌ با چه‌ وسواسي‌ گويندگان‌فيلمش‌ را انتخاب‌ مي‌كند و با صبر و حوصله‌ نام‌تك‌ تك‌ گويندگان‌ هر فيلمش‌ را برايمان‌ مي‌گويدو انصافا در تمامي‌ فيلم‌هايش‌ از دوبلورهاي‌پيشكسوت‌ در كنار بعضي‌ دوبلورهاي‌ جوان‌استفاده‌ كرده‌ است‌. لبخند از چهره‌اش‌ محونمي‌شود. براي‌ همين‌ مي‌پرسم‌: شما بسيار خوشروو خوش‌ اخلاق‌ هستيد. آيا همسرتان‌ حسن‌عرفاني‌ هم‌ مانند شما خوشرو هستند؟ (با لبخند)


ناظريان‌: بله‌، ايشان‌ هم‌ خوشرو هستند اماخب‌، بعضي‌ مواقع‌ هم‌ نيستند; مانند خيلي‌ ازآقايان‌

_ به‌ چهره‌ خسته‌اش‌ نگاه‌ مي‌كنم‌ و ناخودآگاه‌مي‌پرسم‌: هم‌ شما كار مي‌كنيد هم‌ آقاي‌ عرفاني‌.وقتي‌ خسته‌ هستيد و از سركار به‌ منزل‌ مي‌رويد،آيا همسرتان‌ در كارهاي‌ منزل‌ به‌ شما كمك‌مي‌كند؟(خنده‌)


ناظريان‌: نه‌، ايشان‌ اصلا در خانه‌ كمك‌نمي‌كنند و تمامي‌ كارهاي‌ خانه‌ به‌ دوش‌ خودم‌مي‌باشد.

_ باورم‌ نمي‌شود ولي‌ از گرمي‌ صدايش‌مي‌فهمم‌ از اين‌ وضعيت‌ هم‌ راضي‌ است‌.مي‌پرسم‌: آيا كاركردن‌ شما به‌ عنوان‌ يك‌ همسر يامادر در خارج‌ از خانه‌ به‌ زندگي‌تان‌ لطمه‌اي‌ واردكرده‌ است‌؟


ناظريان‌: نه‌، اصلا; به‌ هيچ‌ عنوان‌. حتي‌ زماني‌كه‌ در منزل‌ فيلم‌هايم‌ را سينك‌ مي‌زنم‌ و درحقيقت‌ كارهاي‌ مدير دوبلاژي‌ام‌ را انجام‌مي‌دهم‌ و تمام‌ حواسم‌ به‌ اين‌ كار است‌، در عين‌حال‌ سعي‌ مي‌كنم‌ در كار منزل‌ و حتي‌ كارهاي‌مربوط به‌ افراد منزل‌ هيچ‌ خدشه‌اي‌ وارد نشود وهر دو كارم‌ را (هم‌ كار دوبله‌ و هم‌ كار منزل‌) به‌طور كامل‌ انجام‌ دهم‌. مطمئنم‌ اگر از دخترم‌ ياهمسرم‌ هم‌ بپرسيد، آنها نيز كاملا از من‌ راضي‌اند.

_ در مقام‌ يك‌ زن‌ مي‌دانم‌ كه‌ چقدر كارها وانجام‌ توامان‌ آنها سخت‌ است‌. وقتي‌ دخترتان‌كوچك‌ بود و شما هم‌ مجبور بوديد كارتان‌ راانجام‌ دهيد، چه‌ كسي‌ از او مراقبت‌ مي‌كرد؟


ناظريان‌: دخترم‌ هميشه‌ همراه‌ ما بود، مهسا درهمه‌ جا در دوبله‌، چه‌ در تائتر و چه‌ در موقع‌فيلمبرداري‌ و حتي‌ زماني‌ كه‌ تيزرهاي‌ تبليغاتي‌ رامي‌گفتيم‌، همراه‌ ما بود; چون‌ او از همان‌ كوچكي‌عاشق‌ اين‌ كار بود.

_ از دخترانتان‌ بگوييد؟

ناظريان‌: من‌ دو دختر دارم‌ رستا و مهسا. رستا به‌هيچ‌ عنوان‌ به‌ اين‌ حرفه‌ علاقه‌ نداشت‌. الان‌ هم‌دكتراي‌ تغذيه‌ دارد اما مهسا اين‌ حرفه‌ و كلا هنر رادوست‌ دارد و رشته‌ دبيرستاني‌اش‌ هم‌ هنر بوده‌است‌. پيش‌ دانشگاهي‌ را تمام‌ كرده‌ و خود رابراي‌ كنكور آماده‌ مي‌كند.

_ براي‌ آينده‌ آنها چه‌ تصميمي‌ داريد؟

ناظريان‌: دختر بزرگم‌ سال‌هاست‌ ازدواج‌كرده‌ و از پيش‌ ما رفته‌ و مهسا هم‌ در 17 سالگي‌عقد كرده‌ و الان‌ 19 سالش‌ است‌ و دو ساله‌ عقدكرده‌ است‌ ولي‌ هنوز پيش‌ ما هستند.

_ با تعجب‌ مي‌گويم‌: باورم‌ نمي‌شود كه‌ در اين‌سن‌ كم‌ ازدواج‌ كرده‌ باشد فكر مي‌كردم‌ هنوزدختر خانه‌ است‌ و فكر و ذكرش‌ كار و درس‌ است‌ولي‌ مطمئنا الان‌ ديگر خودش‌ بايد براي‌زندگي‌اش‌ برنامه‌ريزي‌ كند.(مي‌خندد)


ناظريان‌: بله‌، بسيار زود ازدواج‌ كرد. براي‌همين‌ آينده‌اش‌ نيز در دست‌ خودش‌ و همسرش‌مي‌باشد و آنچه‌ دوست‌ دارند، انجام‌ خواهندداد.

_ آيا زن‌ و شوهر دو دبلور و ديگري‌ هم‌هستند كه‌ مانند شما محفلي‌ سبز در كنار هم‌ داشته‌باشند؟

ناظريان‌: بله‌، خسرو خسروشاهي‌ و خانم‌ ايشان‌.خانم‌ كاتبي‌ كه‌ ما از ابتداي‌ ورودمان‌ به‌ دوبله‌ باهم‌ دوستان‌ صميمي‌ بوديم‌ و هستيم‌.

جلال‌ مقامي‌ و خانم‌ رفعت‌ هاشم‌پور، آقاي‌عليرضا شايگان‌ و همسر ايشان‌ مريم‌ نوري‌درخشان‌، آقاي‌ باشكندي‌ و همسرشان‌ خانم‌ رزيتايار احمدي‌.

_ به‌ غير از دوبله‌ چه‌ كارهاي‌ هنري‌ ديگري‌انجام‌ مي‌دهيد؟

ناظريان‌: از زماني‌ كه‌ با آقاي‌ عرفاني‌ ازدواج‌كردم‌، كارهاي‌ هنري‌ ديگري‌ غير دوبله‌ هم‌ انجام‌مي‌دهم‌ ولي‌ تا قبل‌ از آن‌ فقط كارم‌ گويندگي‌ درفيلم‌ بود. اما در مورد كارهاي‌ هنري‌... وا...راستش‌ تقريبا همه‌ كارهاي‌ اجرايي‌ را انجام‌مي‌دهم‌. در فيلم‌ سينمايي‌ «پر پرواز» بازي‌ كردم‌.با همسرم‌ در سريال‌ هم‌ بازي‌ كرده‌ايم‌ كه‌معروف‌ترين‌ آن‌ سريال‌ «اين‌ خانه‌ دوراست‌»بود.باز هم‌ با هم‌ فيلم‌سينمايي‌ بازي‌ كرده‌ايم‌. درفيلم‌هاي‌ خوش‌ خيال‌ و شمارش‌ معكوس‌. تئاترهم‌ بازي‌ كرده‌ام‌. شايد حدود 20 پيست‌داشته‌ام‌. مهسا هم‌ حدود 5 يا 6 پيست‌ داشته‌ وعرفاني‌ هم‌ كه‌ زياد تئاتر بازي‌ كرده‌ است‌.مجري‌گري‌ هم‌ كرده‌ام‌ و گوينده‌ راديويي‌ نيزبوده‌ام‌.

_ آخرين‌ كار تئاتري‌ شما چي‌ بود؟

ناظريان‌: ازدواج‌ غيابي‌; كه‌ من‌، عرفاني‌، مهسا وچند نفر ديگر در آن‌ حضور داشته‌اند. و يك‌ تئاتربا آقاي‌ نوذري‌ داشتيم‌ به‌ اسم‌ «توي‌ اين‌ خونه‌ چه‌خبره‌؟» كه‌ براي‌ اولين‌ بار 9 ماه‌ روي‌ صحنه‌ بسيارموفق‌ بود كه‌ در آن‌ آقاي‌ هرندي‌، جاويدنيا، من‌،عرفاني‌ و آقاي‌ نوذري‌ بازي‌ كرديم‌.

_ از تيزرهاي‌ تبليغاتي‌ كه‌ حرف‌ زده‌ايد،تعدادي‌ را نام‌ ببريد.

ناظريان‌: تيرزهايم‌ زياد است‌ كه‌ گاهي‌ تنهابودم‌ و گاهي‌ با عرفاني‌. يكي‌ را در حال‌ حاضر به‌خاطردارم‌ و آن‌ هم‌ براي‌ بانك‌ مسكن‌ بود كه‌ من‌و عرفاني‌ با هم‌ در آن‌ حرف‌ زده‌ايم‌.

_ كدام‌ يك‌ از نقش‌هايتان‌ را در گويندگي‌فيلم‌ها بيشتر دوست‌ داريد؟

ناظريان‌: اگر از هر دوبلور ديگري‌ هم‌ اين‌سوال‌ را بكنيد، حتما مي‌گويد همه‌ نقش‌هايش‌ را.من‌ هم‌ همه‌ نقش‌هايم‌را دوست‌ دارم‌; حتي‌ درفيلم‌هاي‌ درجه‌ سه‌ سعي‌ كرده‌ام‌ به‌ بهترين‌ شكل‌ممكن‌ حسم‌ را بگيرم‌ و نقش‌ مورد نظر را خوب‌حرف‌ بزنم‌. و در اين‌ راه‌ از جان‌ و دل‌ مايه‌مي‌گذارم‌. حتي‌ در مقام‌ مدير دوبلاژي‌ اين‌ گونه‌فيلم‌هايم‌ تمام‌ تلاشم‌ را براي‌ عالي‌ بودن‌ نتيجه‌دوبله‌ به‌ كار مي‌برم‌; زيرا انجام‌ هر كاري‌ در دوبله‌نشان‌ دهنده‌ نمودار كاري‌ من‌ است‌ و من‌ دوست‌دارم‌ تمام‌ كارهايم‌ از عالي‌ترين‌ نمودار برخوردارباشد.

_ در اوقات‌ فراغت‌تان‌ چه‌ كارهايي‌ مي‌كنيد؟

ناظريان‌: من‌ عاشق‌ فيلم‌ و عاشق‌ كارم‌ هستم‌. تاآنجا كه‌ بتوانم‌، فيلم‌ مي‌بينم‌ و تا آنجا كه‌ بتوانم‌،كتاب‌ مي‌خوانم‌.

_ كار شما در مقام‌ مدير دوبلاژ تا چه‌ حدسخت‌ است‌؟

به‌ طور خيلي‌ خيلي‌ خلاصه‌ تعريفي‌ از كارم‌ بايدبدهم‌. مدير دوبلاژ بايد جملات‌ متن‌ ترجمه‌ شده‌را به‌ اندازه‌ لب‌ و دهان‌ هنرپيشه‌ فيلم‌، كوتاه‌ يا بلندبكند كه‌ به‌ اصطلاح‌ به‌ آن‌ سينك‌ كردن‌ مي‌گويند;كه‌ نه‌ تنها من‌، همه‌ مدير دوبلاژها اين‌ كار را درمنزل‌ انجام‌ مي‌دهند و بعد در محيط دوبلاژ بايدحدود 20 الي‌ 30 نفر را مديريت‌ كنند. علاوه‌براينكه‌ بايد شعور و فهم‌ و سواد و تخصص‌ در اين‌كار داشته‌ باشد، بايد مديريت‌ هم‌ داشته‌ باشد و اگرمدير دوبلاژي‌ در فيلم‌ خودش‌ گويندگي‌ هم‌بكند، ديگر كار واقعا مشكل‌ مي‌شود. اين‌ افرادعلاوه‌ بر خصوصياتي‌ كه‌ ذكر كردم‌، بايد بسيار تيز وهوشيار هم‌ باشند كه‌ هم‌ بتوانند نقش‌ خودشان‌ راخوب‌ ايفا، هم‌ بتوانند مديريت‌ كنند و هم‌ متوجه‌نقش‌گويي‌ ساير همكاران‌ باشند و با توجه‌ به‌ تجربه‌من‌ در همه‌ امور اجرايي‌ هنر، بايد بگويم‌ مديردوبلاژي‌ از همه‌ سخت‌تر است‌; چون‌ هم‌ هنراست‌ و هم‌ يك‌ فن‌.

_ از مسئولين‌ چه‌ توقعي‌ داريد؟

ناظريان‌: گرچه‌ مسئولين‌ هم‌ حرف‌هايي‌ دارندكه‌ اگر پاي‌ درد دل‌ آنها بنشينيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ واقعاحق‌ دارند. آنها هم‌ بايد از جاهاي‌ ديگر تامين‌شوند تا بتوانند رسيدگي‌ بيشتري‌ به‌ ما بكنند. ولي‌به‌ هر حال‌ ما هم‌ انتظار داريم‌ تا حدي‌ كه‌ در توان‌آنهاست‌ به‌ ما رسيدگي‌ كنند. راه‌ را براي‌ ما بيشترباز كنند، امكانات‌ بيشتري‌ در اختيار ما بگذارند،كمي‌ هم‌ دست‌ مزدها را بالا ببرند. با توجه‌ به‌ تورم‌فعلي‌، بايد آنقدر مقدار كارمان‌ را اضافه‌ كنيم‌ تابتوانيم‌ يك‌ زندگي‌ معمولي‌ را بچرخانيم‌. رسيدگي‌به‌ همه‌ اين‌ امور، خواست‌ قلبي‌ همه‌دوبلورهاست‌ كه‌ انشاءا... توجه‌ كنند.

_ كلام‌ آخري‌ كه‌ دوست‌ داريد به‌ مردم‌بگوييد؟

ناظريان‌: دعا مي‌كنم‌ همه‌ مردم‌ موفق‌ باشند;مخصوصا جوان‌ها. من‌ هميشه‌ حامي‌ جوان‌هاهستم‌. خودم‌ دوتا دختر جوان‌ دارم‌ و مي‌دانم‌آينده‌ اين‌ كشور متعلق‌ به‌ جوان‌هاست‌ و آنهاهستند كه‌ بايد درست‌ شكل‌ بگيرند، موفق‌ باشند،آينده‌ ساز ايران‌ باشند و... اميدوارم‌ راه‌هاي‌درست‌ را در پيش‌ بگيرند. درست‌ است‌ كه‌ از پدرو مادرها سني‌ گذشته‌ اما خواهش‌ مي‌كنم‌،خواهش‌ مي‌كنم‌ به‌ نصايح‌ پدر و مادرها گوش‌بدهند و از تجربه‌ آنها استفاده‌ كنند تا موفق‌ باشند.آرزوي‌ من‌ سلامتي‌ همه‌، موفقيت‌ و داشتن‌كانوني‌ سبز و گرم‌ براي‌ همه‌ است‌.

حسين‌ عرفاني‌: پاك‌ يادت‌ نره‌

حسين‌ عرفاني‌ به‌ هيچ‌ عنوان‌ دوست‌ ندارند به‌سوالات‌ به‌ قول‌ خودشان‌ كليشه‌اي‌ پاسخ‌ دهند وهمين‌ تعداد سوال‌ را هم‌ كه‌ پاسخ‌ دادند، با عجله‌و سريع‌ بود.

_ چند سالتونه‌؟

عرفاني‌: متولد 1321 و تحصيلاتم‌ ديپلم‌ است‌.از سال‌ 40 وارد دوبله‌ شدم‌ و قبل‌ از آن‌ تئاتر كارمي‌كردم‌. اولين‌ جمله‌ام‌ در فيلم‌ «كاري‌» بود كه‌لورانس‌ الويسه‌ بازي‌ مي‌كرد. مي‌زدم‌ به‌ در ومي‌گفتم‌: «خانم‌ نمايش‌ تا دو دقيقه‌ ديگر شروع‌مي‌شود».

_ به‌ جاي‌ چه‌ شخصيت‌هاي‌ معروفي‌گويندگي‌ كرده‌ايد؟

عرفاني‌: سري‌ فيلم‌هاي‌ كمدي‌ به‌ جاي‌«دي‌دي‌» حرف‌ زده‌ام‌. تقريبا به‌ جاي‌ همه‌هنرپيشه‌ها حرف‌ زده‌ام‌; مثل‌ برباد رفته‌ به‌ جاي‌«كلارك‌ گيبل‌»، تمام‌ فيلم‌هاي‌ آرنولد را حرف‌زده‌ام‌ و در فيلم‌ «انجمن‌ نجيب‌زادگان‌ عجيب‌» به‌جاي‌ شون‌ كانري‌ حرف‌ زده‌ام‌.

_ آيا شخصيت‌ها برروي‌ رفتارتان‌ تاثيرگذاشته‌ است‌؟

عرفاني‌: نه‌، واقعا نه‌. وقتي‌ به‌ خانه‌ برمي‌گردم‌،شخصيت‌ها هم‌ برايم‌ تمام‌ مي‌شوند.

_ به‌ غير از دوبله‌، چه‌ كارهاي‌ هنري‌ ديگري‌انجام‌ داده‌ايد؟

عرفاني‌: همه‌ كار تئاتر، سينما، مجري‌گري‌ دربرنامه‌ مسابقه‌ تلاش‌ به‌ اتفاق‌ هسمرم‌ و تيزرهاي‌تبليغاتي‌ كه‌ آخرينش‌ پاك‌ يادت‌ نره‌ بود.

_ آيا در سمت‌ مدير دوبلاژي‌ هم‌ كاركرده‌ايد؟

عرفاني‌: بله‌، چند تايي‌ بود.

_ در حال‌ حاضر، حرفه‌ اصلي‌ شما چيست‌؟

عرفاني‌: دوبلوري‌ حرفه‌ اصلي‌ من‌ است‌.

_ هنگام‌ فراغت‌ دوست‌ داريد چه‌ كارهايي‌انجام‌ دهيد؟

عرفاني‌: بيشتر مطالعه‌ و ورزش‌ و مسافرت‌ هم‌،كمابيش‌.

_ رابطه‌ دخترانتان‌ با شما بهتر است‌ يا بامادرشان‌؟

عرفاني‌: با مادرشان‌ بسيار رابطه‌ خوبي‌ دارند.

_ براي‌ جوان‌ها چه‌ توصيه‌اي‌ داريد؟

عرفاني‌: بيشتر جوان‌ها دوست‌ دارند به‌كارهاي‌ هنري‌ وارد شوند. حالا يا دوست‌ دارندهنرپيشه‌ با دوبلور يا مجري‌ شوند اما بايد بسنجنداگر قرار است‌ در هر كاري‌ وارد شوند به‌ نظر من‌بهتر است‌ كمي‌ فكر و انديشه‌ داشته‌ باشند و هر چه‌قدر آكادميك‌تر و با سوادتر باشند، بهتر است‌ وترجيحا تحصيلات‌ دانشگاهي‌ داشته‌ باشند.

مهسا عرفاني‌: صداي‌ پدر و مادرم‌ را دوست‌دارم

_ از بيوگرافي‌ خودتان‌ بگوييد؟

مهسا: 19 سال‌ دارم‌، ديپلمه‌ و متاهل‌ هستم‌.

_ با تعجب‌ مي‌گويم‌: و وقتي‌ براي‌ مصاحبه‌آمديم‌، فكر نمي‌كرديم‌ متاهل‌ باشيد البته‌مادرتان‌ گفتند، ولي‌ دوست‌ داريم‌ از زبان‌خودتان‌ بشويم‌ چطور شد اينقدر زود ازدواج‌كرديد؟ (با خنده‌اي‌ شيرين‌ مي‌گويد).


مهسا: خب‌ فكر مي‌كنم‌ همه‌ چيز خيلي‌ سريع‌پيش‌ آمد اما در كل‌ راضي‌ هستم‌.

_ همسرتان‌ هم‌ دوبلور هستند؟

مهسا: نه‌. شغل‌ آزاد دارد. در ارتباط با وسايل‌كامپيوتر.

_ وسايل‌ كامپيوتر و دوبلوري‌ خب‌ كمي‌ ازهم‌ دور هستند. حالا به‌ شغل‌ شما علاقه‌مند هست‌؟

مهسا: بله‌، خيلي‌ زياد. حتي‌ در اين‌ راه‌ مرا ياري‌مي‌كند. مي‌دانيد، منتقد بسيار خوبي‌ براي‌كارهاي‌ من‌ است‌. مثلا وقتي‌ كارهايم‌ را مي‌بيند،مي‌گويد اينجا را خيلي‌ خوب‌ گفتي‌ يا آنجا را بهتربود، اين‌ جوري‌ مي‌گفتي‌.

_ چه‌ سالي‌ ازدواج‌ كرديد؟

مهسا: سال‌ 81; يعني‌ وقتي‌ ديپلمم‌ را گرفتم‌.شهريور عقد كرديم‌ اما خانه‌ مستقلي‌ نگرفتيم‌ و بامامان‌ و بابا زندگي‌ مي‌كنيم‌.

_ چرا مستقل‌ نشديد؟

مهسا: بيشترين‌ مساله‌اي‌ كه‌ باعث‌ شد ما با پدر ومادرم‌ زندگي‌ كنيم‌ وابستگي‌ شديد من‌ به‌ آنهاست‌.نمي‌توانم‌; يعني‌ اصلا و ابدا نمي‌توانم‌ دوري‌مادرم‌ را تحمل‌ كنم‌. براي‌ همين‌ با همسرم‌ توافق‌كرديم‌ كه‌ اين‌كار را انجام‌ دهيم‌.

_ توافق‌ شما و همسرتان‌ و تواضع‌ و مهرباني‌ وسهل‌گيري‌ آقاي‌ عرفاني‌ و خانم‌ ناظريان‌ در اين‌رابطه‌ باعث‌ شده‌ كه‌ هم‌ صاحب‌ يك‌ پسر خوب‌شدند (دامادش‌) و هم‌ الگو و سرمشقي‌ براي‌پدران‌ و مادران‌ ديگر باشند. تا در امر ازدواج‌دخترهايشان‌ اين‌ همه‌ شرط و شروط نگذارند بااين‌ اتفاق‌ مطمئنم‌ محفل‌ شما سبزتر از هميشه‌ شده‌است‌.


مهسا: بله‌، دقيقا همين‌ طوره‌.

_ از چه‌ زماني‌ كار دوبله‌ را آغاز كرديد؟

مهسا: از بچگي‌; زماني‌ كه‌ من‌ سواد خواندن‌ ونوشتن‌ نداشتم‌، در گوش‌ من‌ جملات‌ رامي‌خواندند و من‌ مي‌گفتم‌ اما به‌ طور جدي‌ ازسال‌ 80. اما قبل‌ از آن‌، به‌ شكل‌ تفريحي‌گويندگي‌ مي‌كردم‌.

_ يادتان‌ هست‌ اولين‌ گويندگي‌ كه‌ انجام‌داديد، چه‌ فيلمي‌ بود؟

مهسا: بله‌، در فيلم‌ مستاجر. بچه‌ تهيه‌ كننده‌ درفيلم‌ بازي‌ كرده‌ بود اما نتواسنت‌ به‌ جاي‌ خودش‌حرف‌ بزند. من‌ خيلي‌ كوچك‌ بودم‌ و داشتم‌ بازي‌مي‌كردم‌. در آن‌ زمان‌ ايرج‌ طمهاسب‌ مديردوبلاژ بود. براي‌ همين‌ گفت‌: به‌ مهسا بگوييد بيايدو حرف‌ بزند. آنقدر كوچك‌ بودم‌ كه‌ قدم‌ به‌ ميزدوبلاژ نمي‌رسيد. مرا روي‌ ميز نشاندند و جملات‌را در گوشم‌ مي‌گفتند و من‌ هم‌ تكرار مي‌كردم‌ وضبط مي‌شد.

از فيلم‌هايي‌ كه‌ گويندگي‌ كرده‌ايد براي‌ مردم‌آشناست‌، بگوييد:

مهسا: در كارتون‌ دي‌ جوي‌ مون‌ به‌ جاي‌ ريكا،در كارتون‌ فوتباليست‌ها به‌ جاي‌ ايزاوا، درفيلم‌هاي‌ سينمايي‌ دوست‌ من‌ خرس‌، تك‌ شاخ‌ وسريال‌ كبري‌ 11 به‌ جاي‌ بچه‌ها حرف‌ مي‌زنم‌.

_ دوست‌ داريد ادامه‌ تحصيل‌ كنيد يا فقط كار.

مهسا: هر دو با هم‌; هم‌ درس‌، هم‌ كار.

_ چرا دوبله‌ را انتخاب‌ كرديد؟

مهسا: فقط به‌ خاطر علاقه‌ام‌.

_ به‌ غير از گويندگي‌ در فيلم‌ها، چه‌ كار هنري‌ديگري‌ انجام‌ مي‌دهيد؟

مهسا: به‌ همراه‌ مامان‌ و بابا كار تئاتر انجام‌داده‌ام‌ و تيزرهاي‌ تبليغاتي‌ را هم‌ گويندگي‌ كردم‌كه‌ معروف‌ترينش‌ براي‌ شير ميهن‌ بود كه‌ مي‌گفت‌:مامان‌، مامان‌ بستني‌اش‌ خوشمزه‌ تره‌; كه‌ آن‌ راوقتي‌ اول‌ دبستان‌ بودم‌ گفتم‌. و از ديگر تيرزهاي‌كه‌ گفته‌ام‌: امرسان‌، قالي‌شويي‌ جردن‌، ماكاروني‌سميرا (كه‌ از راديو پخش‌ مي‌شد و با پدرم‌گفته‌ام‌).

_ دوست‌ داريد به‌ جاي‌ چه‌ شخصيت‌هايي‌حرف‌ بزنيد؟

مهسا: دوست‌ دارم‌ به‌ جاي‌ كسي‌ حرف‌ بزنم‌ كه‌همسن‌ خودم‌ باشد; يعني‌ يك‌ دختر 19 ساله‌.مانند فيلم‌ «پرستار جنايت‌كار» كه‌ در آن‌ فيلم‌ به‌جاي‌ دكتر صحبت‌ كرده‌ام‌.

_ از صداي‌ كدام‌ دوبلور خوشتون‌ مي‌آيد؟ باشيطنت‌ و خوشحالي‌ مي‌گويد:

مهسا: از صداي‌ مامانم‌ خيلي‌ خوشم‌ مي‌آيد.گرچه‌ هيچ‌ وقت‌ به‌ پاي‌ ايشان‌ نمي‌رسم‌ اما دوست‌دارم‌ در دوبله‌ مانند او بشوم‌. در بين‌ صداي‌آقايان‌ هم‌ صداي‌ پدرم‌ را خيلي‌ دوست‌ دارم‌.

_ رشته‌ دبيرستاني‌ شما چه‌ بود؟

مهسا: من‌ در هنرستان‌ سوره‌ درس‌ خواندم‌;چون‌ به‌ غير از دوبله‌ به‌ تئاتر نيز خيلي‌ علاقه‌مندم‌ ودوست‌ دارم‌ رشته‌ دانشگاهي‌ام‌ نيز تئاتر باشد.

_ آيا وقت‌ مي‌كرديد كه‌ هم‌ درس‌ بخوانيد وهم‌ كار گويندگي‌ فيلم‌ را داشته‌ باشيد؟

مهسا: خيلي‌ خيلي‌ سخت‌ بود. چون‌ پس‌ ازمدرسه‌ به‌ استوديو مي‌رفتم‌ و تكاليفم‌ را آنجا انجام‌مي‌دادم‌. چون‌ دير وقت‌ به‌ خانه‌ مي‌رفتيم‌، ديگردر خانه‌ وقتي‌ براي‌ درس‌ خواندن‌ نداشتم‌. تازه‌ باهمه‌ اين‌ مشكلات‌، شاگرد اول‌ هم‌ مي‌شوم‌.

_ پدر و مادر شما افراد معروفي‌ هستند،عكس‌العمل‌ دوستان‌ شما يا همكلاسي‌هايتان‌ دراين‌ مورد چه‌ بود؟

مهسا: برايشان‌ جالب‌ بود و معمولا سوال‌مي‌كردند، كار دوبله‌ چطوريه‌؟ ما هم‌ دوست‌داريم‌ دوبلور شويم‌، يا اينكه‌ چه‌ طوري‌ مي‌شوددوبلور شد و از اين‌ گونه‌ سوال‌ها. براي‌ همين‌ من‌تحقيقي‌ از دوبله‌ به‌ همراه‌ فيلم‌ و گزارش‌ تحقيقي‌تهيه‌ كردم‌ كه‌ هم‌ براي‌ يكي‌ از درس‌هايم‌ استفاده‌شد و هم‌ دوستانم‌ چيزهاي‌ زيادي‌ از دوبله‌ يادگرفتند.

_ اوقات‌ فراغت‌ را چه‌ كار مي‌كنيد؟

مهسا: معمولا ندارم‌. اما قراره‌ از فرصتي‌استفاده‌ كنم‌ تا خودم‌ را براي‌ كنكور آماده‌ كنم‌.

منبع: دوبلورها و گويندگان ايراني

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 18:8  توسط چراغ  |